نبوغ

چیستی نبوغ:

نفس در سیر کمال علمی خود نخست به خیال‌پردازی می‌رسد و سپس به توهم‌زایی و بعد از آن به عقل‌ورزی. گاهی نفس، قدرت ظهور در حواس ظاهری را می‌یابد و از آن بروز می‌کند و گاهی در خیال می‌افتد و گاه در قوهٔ عاقله خود را نشان می‌دهد که هر کدام از این سه، غیر از دیگری است. در صورتی که توانمندی و اقتدار نفس در قوهٔ عاقله ظهور یابد «نبوغ» را رقم می‌زند.

نبوغ؛ استعداد خاص الخاص:

استعداد انسان‌ها را می‌توان بر سه بخش دانست: یکی استعدادهای عام مانند توان دانش اندوزی که در همه می‌تواند ظهور یابد. دیگری اوصافی خاص مانند شعر و شاعری که طبع و استعداد خاص خود را می‌طلبد و تنها در بعضی پدیدار می‌گردد و استعدادهای خاص الخاص همانند پیامبری، امامت، نبوغ، سحر و جادو که کم‌تر کسی می‌تواند آن را داشته باشد.

برخی از ویژگی های نوابغ:

نفوس کامل و آنان که استعداد قوی دارند به‌ویژه نوابغ، غضب و شهوت در آنان با هم تحریک می‌شود. شهوت چنین افرادی در حین نگرانی شدید، تحریک می‌شود و غضب، شهوت و شهوت، غضب او را تحریک می‌کند و شهوت با غضب در او ترکیب می‌شود.

بیشتر بخوانید

عبادت

معناشناسی عبادت:

عبادت هر پدیده مسیر طبیعی اوست که طی می‌کند. عبادت نسبتی شریف با حق تعالی دارد و فروتنی و تواضع در پیشگاه حق است. عبادت از معانی اضافی است و چون به حق ارتباط دارد شرافت پیدا می‌کند.

عبادت عمومی:

برای عبادت عمومی، کافی است به این توصیهٔ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله عمل شود: «قولوا لا اله إلاّ اللّه تفلحوا». صرف اقرار به یکتایی خداوند شرط ورود به مسلمانی و عبادت است. چنین ورودی برای آن که ثبات یابد باید سببی که حافظ این معرفت ابتدایی باشد، لحاظ نمود و آن سبب، تذکری است که همراه با تکرار است و این همان انجام عبادت واجب هر روزه یعنی نماز است که تذکار و تکرار را به همراه دارد. نماز که امری دایمی و تکرارپذیر در هر روز است موجب می‌شود انسان خدا را فراموش نکند و زنگارهای غیر خدایی را از خود بزداید؛ چنان‌چه وقتی نهر آب یا چشمه‌ای در خانهٔ کسی باشد و روزی پنج بار در آن غسل نماید و با آن خود را بشوید، نمی‌تواند کثیف باشد و اگر تنها در آب رود و بیرون آید، تمیز است و زنگارهای غیر خدایی را از او می‌گیرد و وی را برای خدا خالص می‌کند و صفا می‌دهد. همین که انسان روزی پنج بار رو به خدا می‌ایستد، اثر دارد و سبب بقا و استحکام دین و اعتقاد و عمل وی می‌گردد.

بیشتر بخوانید

قمار

معناشناسی قمار:

قِمار مصدر دوم باب مفاعله است. فاءالفعل آن به کسر می‌باشد. مادهٔ قمار «قمر» به معنای روشنایی و ضیاء است. واژهٔ «قمر» بیست و هشت بار در قرآن کریم آمده است که به تعداد شب‌هایی است که یک دور کامل را به‌دور زمین طی می‌کند. مراد از «قمر» در تمامی موارد کاربرد آن در قرآن کریم ماه آسمان است که انعکاس دهندهٔ نور و روشنایی است.

تلفظ فاء الفعل قمار با ضم، غلط مشهور و رایج است؛ همانند مسجِد که درست آن مسجَد و سَکینه که صحیح آن سُکینه است.

قمار از «قمر» «یقمر» است، بر این اساس بر روشنایی، شکوفایی و تازگی دلالت دارد و از آن جا که دین مطابق فطرت و طبیعت است حکم حرمت در مورد آن باید موجب شگفتی باشد مگر آن که گفته شود قماربازها این واژه را وارستهٔ خود دانسته‌اند و آن را برای خود وضع کرده باشند و در این صورت، حکایت آنان مانند گفتهٔ بوش پسر است که می‌گوید: تعجب می‌کنم چرا جایزهٔ صلح جهانی را به شارون نمی‌دهند!

برای پاسخ گفتن به این شبهه باید کتاب‌های لغت را بررسید تا ارتباط قمار با روشنایی و نور به دست آید.

بیشتر بخوانید

پوشش - اندیشنامه قرآنی

پوشش؛ عفاف شکلی:

عفاف بر دو قسم شکلی و محتوایی مطرح است. عفاف شکلی پوشش مناسب و به‌دور از جلفی، شهرت و تحریک‌برانگیزی است و عفاف محتوایی نجابت، پاک‌دامنی و حفظ حرمت انسانی خود است. اسلام هم برای عفاف شکلی و هم برای عفاف محتوایی برنامه و حکم دارد. در عفاف شکلی، پوشش تمامی اندام بدون چهره و دست‌ها تا مچ را می‌خواهد، ولی این که این پوشش چگونه تأمین شود نظری ندارد و سلایق را آزاد گذاشته و تابع محیط‌ها و سنت‌هاست و مهم این است که جلف و سبکسرانه و نیز لباس شهرت نباشد و مستنکر و نیز آزاردهنده و تحریک‌برانگیز و بدن‌نما و شیشه‌ای نگردد. عفاف محتوایی مهم‌تر از عفاف شکلی است و اسلام در مرتبهٔ نخست، نجابت و سلامت زن با دروی از آلودگی و فساد را می‌خواهد و عفاف شکلی برای تحقق این مهم است، ولی همان را نیز می‌خواهد و مقدمی بودن آن همانند وضو برای نماز است.

بیشتر بخوانید

علم

تعریف علم:

مراد از علم، قدرت تصوّر حقیقت پدیده‌ها و تصدیق احکام و لوازم آن هماهنگ با واقع و به تناسب توان انسانی است.

حکمت علمی و عملی:

حکمت با لحاظ توقف ظهور پدیده‌ها بر ارادهٔ انسان و تصرف و تدبیر او در آن‌ها عملی است، وگرنه در صورتی که ظهور پدیده‌ها بیگانه از ارادهٔ انسانی باشد علمی و نظری است.

حکمت علمی قوت اندیشه می‌آورد و حکمت عملی توان اراده. رشد فکری با آن که عملی را در بر ندارد؛ علت فاعلی برای عمل می‌باشد. تأثیر حکمت عملی بر موقعیت نفس و ارادهٔ آدمی است. حکمت علمی و عملی هر یک مکمّل دیگری است و ضعف هر یک سستی دیگری را به دنبال دارد.

مشاهده همه

عشق

معنای عشق:

حب؛ گرمی حرکت، و عشق؛ سرعتِ در حرکت و نقطهٔ جوش آن است. محبت حفظ اوصاف داشته و عشق حفظ ذات و حقیقتِ داشته و شوق؛ کسبِ نداشته‌ها و جنبش برای رسیدن به اوصاف است. عشق و محبت دارای جهت فاعلی است و حراست را می‌طلبد؛ بر این اساس، عشق، فاعلِ ذات و محبت، فاعلِ وصف است که می‌خواهد ذات یا وصف چیزی را برای خود نگه‌داری نماید. عشق؛ شعور وصول و ادراک ذات است.

پدیده‌ای نیست که بدون این کشش و محبت، بقایی داشته باشد؛ خواه کشش وی ارادی باشد یا طبیعی که اقتدار وی به توانمندی اوست.

عشق؛ معقول ثانی فلسفی و وصف ذات وجود یا ظهور است؛ نه ذات آن، و فعلِ ذات است. عشق؛ شدت شعور حبی است و ذات و حقیقت شخص به عشق متصف می‌شود؛ یعنی ذات است که به شعور وصول دست می‌یابد.

بیشتر بخوانید

انسان

واژه شناسی انسان:

انسان از ریشه اُنس است. اُنس همان الفت بین شی و شی دیگر است. گاهی هر دو شی دارای عقل و احساس هستند و گاهی هم تنها شی مبدا. بی عقل و احساس ممکن نیست و دست کم باید احساس را داشته باشد اگر چه عقل نباشد. به عنوان نمونه حیوانات چنین‌اند که عقل ندارند اما به دلیل وجود احساسات اُنس دارند. اگر اُنس بین دو انسان باشد متعلق آن هم با احساس و عقل همراه است اما بین انسان و کتاب متعلق انسان بی احساس است.

تعریف انسان:

انسان پدیده‌ای است مرکب از هوا (جهت خلقی) و خدا (جهت قربی و حقی) که از هر یک که رها گردد، دیگری جایش را می‌گیرد؛ مانند ظرف دربستهٔ آب یا کوزه که هر قدر آبش کم شود، هوا جای آن را می‌گیرد تا جایی که دیگر آب یا هوا نباشد.

بیشتر بخوانید

ناسوت

معرفی ناسوت:

ناسوت شامل عالم طبیعت، اجسام، جسمانیات و زمان و تمام خصوصیات مادی می‌شود که به جهات گوناگون بر عالم ماده اطلاق می‌گردد.

ناسوت؛ مرکز ثقل عوالم:

پدیده‌های هستی پیچیده به عوالم پیشین و پسین هستند اما مرکز ثقل تمامی عوالم، «ناسوت» است که مقام جمعی تمامی عوالم است. پدیده‌های هستی و انسان در عوالم دیگر قدرت و اراده‌ای که در این دنیا دارد را از دست می‌دهد و مقهور عمل و کردهٔ خود در ناسوت می‌گردد و توان آزادی و اختیار تنها در دنیاست و حرکت در آن سریع انجام می‌شود. ناسوت با همهٔ محدودی خود از لحاظ کمیت، در همهٔ عوالم از لحاظ کیفیت تأثیرگذار است. بذری که در ناسوت کاشته می‌شود در تمامی عوالم دانه و میوه می‌دهد و سفره‌ی پهن شده در ناسوت خود را در تمامی عوالم نشان می‌دهد.

بیشتر بخوانید

فرهنگ یک جامعه ریشه در ادبیات آن دارد

هر چقدر فرهنگ ادبی یک جامعه و مکتب قوی، دقیق و عمیق باشد، حتما آن جامعه یا مکتب از اجتماعیّات ، روانیّات و فلسفه دقیقی نیز برخوردار است. اگر فرهنگ یک جامعه یا مکتبی عامیانه و ضعیف باشد. افکارشان نیز عامیانه خواهد بود. روابط تنگاتنگی بین ادبیات هر جامعه یا مکتب و منشی، با افکار و عقاید آن جامعه یا مکتب وجود دارد. از این رو، برای پیشبرد هر چه بیش‌تر فرامین الهی یا جامعه، افکار علمی یا فلسفی و رشد تجربی یا صنعتی باید ادبیات جامعه را زنده ، پویا، دقیق و باز نمود. می‌بایست نسبت به اشتقاقات و مواد کلمات اهتمام فراوان داشت. ویژگیها و آثار لفظی، ماده، اشتقاق هیات را نباید مورد غفلت قرار داد یا بی‌اهمیت جلوه داد. ادبیات زیر بنای هر رشد علمی، روانی، فلسفی، عرفانی و اجتماعی است چون بین لفظ و معنا ارتباط کاملی وجود دارد. بین حقیقت و اسم ارتباط هست. معانی و مصادیق با الفاظ خود تنگاتنگ، همگام و همراه است. نمی‌توان بی‌هیچ دلیلی برای یک مصداق یک اسم آورد. بشر در اسم گذاری بسیار اهتمام داشته است. بشر منتهای احساس، دقت، عاطفه و سلیقه را در اسم گذاری داشته است. هر چه بیشتر اقوام و ملل نسبت به اسم گذاری اهتمام داشته‌اند به رشد ادبی بیشتری رسیده‌اند. زبانهای فارسی و عربی از تنوع و دقت فراوانی برخوردار است.  ادامه...

کوثر- اندیشنامه قرآنی

معنای کوثر:

کوثر هر معنایی پیدا نماید ابتر معنای مقابل آن را می‌دهد و هم‌چنین ابتر، به هر معنایی باشد، کوثر در مقابل آن قرار می‌گیرد. ابتر؛ یعنی مقطوع، منقطع، بریده و رها و کوثر؛ یعنی غیر مقطوع، غیر بریده و غیر رها.

کوثر زهرا:

کوثر به معنای خیر کثیر نیست؛ بلکه در مقابل ابتر است. ابتر؛ یعنی مقطوع و منقطع و در مقابل، کوثر به معنای مداوم و دایم است. آیهٔ: « انا أعطیناک الکوثر»، در مدت حیات اسلام، به وجود قدسی حضرت امام زمان (عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف) قائم است، اما در مقابل، باطل منقطع است و امروزه نسلی از بنی‌امیه و بنی‌عباس نمانده است، بلکه آن‌ها به طور دایم جایگزین شده‌اند و امروز نسل ثابتی از باطل نداریم.

بیشتر بخوانید

رزق طَیِّب - اندیشنامه قرآنی

تعریف رزق طَیِّب:

رزق طیب به رزقی گفته می‌شود که دارای دو شرط باشد: یکی این که پاک و حلال باشد و دو دیگر این که برای تحصیل و به دست آوردن آن زحمت و سختی نکشیده و به اصطلاح عرق جبین نریخته باشد. به عبارت دیگر، مال طیب مال حلالی است که به‌راحتی به دست آمده باشد.

رابطه ی طیب و حلال:

رابطهٔ حلال و طیب به لحاظ عقلایی و عرفی عموم و خصوص مطلق است؛ به این معنا که بعضی از حلال‌ها طیب است و برخی خیر؛ ولی همهٔ طیب‌ها حلال است. برخی رزق‌ها نیز نه طیب است و نه حلال. رزق حلال غیر طیب همانند پولی که از راه کفن‌فروشی و مانند آن به دست آید. رزق غیر طیب غیر حلال همانند فرشی که از زیر پای خانوادهٔ فقیری دزدیده شود.

بیشتر بخوانید

اُلفت - اندیشنامه قرآنی

معناشناسی اُلفَت:

الفت از افعال الهی است که به دقت، هر پدیده‌ای را با پدیده‌ای دیگر پیوند می‌دهد. الفت امری است که پیوند آن در آسمان است. البته ممکن است الفت و پیوندی در ملکوت ایجاد شود اما به ناسوت که می‌رسد با موانعی روبه‌ور شود که دو فرد تألیفی را به هم نمی‌رساند و از هم دور می‌افتند؛ هرچند اگر یک‌دیگر را بیابند، به هم پیوند محبت‌آمیز دارند.

مُؤلِّف:

«مؤلف» از اسمای الهی است. خداوند با این اسم میان دو پدیده یا یک پدیده با کاری که دارد ایجاد پیوند محبت‌آمیز و علاقه می‌نماید و این کار در انحصار خداوند است و دیگران توان آن را ندارند. الفت و پیوند قلوب امری خلقی نیست و کار خداوند است.

بیشتر بخوانید

شعر

چیستی شعر:

«شعر»، حقیقتی است شناخته‌شده برای تمامی افراد بشر با هر گویشی که دارند و «ندای دل» آدمیان است که افشا می‌شود. اگر فیلسوف، حقیقتی به نام تفکر و اندیشه را زبان عقل و خرد خویش می‌داند و آن را به نگارش می‌آورد، کسی هم به شعر می‌گراید که «دل» داشته باشد و او با شعر، نوای دل خود را اظهار می‌دارد.

شعر؛ جوشش دل:

شعر را باید سحر سخن نامید و شاعر را نوآورِ معجزه‌گری که می‌تواند با واژگان، شگفتی در کلام بیافریند و خلقی را مسحور سازد. شعر کیمیا و بهترین زبان عارفان سینه‌چاک است که با آن می‌توانند از یار بگویند و او را به ساحت واژگان به تماشا نشینند و نیز اگر بخواهند، پری چهره خود را با آن پنهان نمایند و یا چنان وصف یار کنند که از فتوای کفر و طعنه زاهدان در امان باشند. هرچند آنان چنان در عشق حق غوطه‌ورند که نه از طعنه‌ای دل‌آزرده می‌شوند و نه آن را از تیغ جلال الهی جدا می‌انگارند.

بیشتر بخوانید

کشف (مکاشفه)

معناشناسی کشف:

کشف، رؤیت غیب است و در صورت و معنا حاصل می‌شود. رؤیت نسبت به مشاهده در بیداری استعمال می‌شود. دیدن در بیداری از عالم خاطره شروع می‌شود و تا کشف و وحی که نهایت مرتبهٔ آن است ادامه دارد.

چیستی کشف:

وصول به غیب در بیداری به دو امر نیاز دارد: یکی قوت نفس و دیگری قوت خیال آدمی. اگر نفس به گونه‌ای قوی شود و اقتدار یابد که افزوده بر مدیریت حواس ظاهری در بیداری، توانایی توجه کامل به باطن را داشته باشد و ظاهر، علت غفلت از باطن و توجه به باطن، علت غفلت از توجه به ظاهر نگردد و چنان قدرت داشته باشد که «بنطاسیا» و «خیال مشترک» را در احاطهٔ خود گیرد و از حسّ ظاهر جدا نماید، برای انسان «رؤیت» و «مشاهده» یاد تجربهٔ عرفانی حاصل می‌گردد. پس توجه کامل نفس به قوای باطن و ظاهر و قدرت خیال احاطهٔ «بنطاسیا» عامل حصول غیب می‌گردد و این گاه ثابت است و زمانی آنی است.

بیشتر بخوانید

انقلاب

معناشناسی انقلاب:

واژهٔ «انقلاب»، مفهوم تغییر، دگرگونی و تحول آگاهانه را می‌رساند و صورت و شکل و محتوای خود را با حرکت و جنبش همراه ساخته است. این تحول و تغییر در جهت، شکل و محتوا، فاعل و غایت از آگاهی و بینش رهبری و ارادهٔ عمومی سرچشمه می‌گیرد و با هر شکل و محتوایی که باشد از مبدء پیدایش تا غایت حرکت خود، شعار مشخصی را عنوان می‌سازد، چه در خارج و عینیت اجتماعی با آن شعارها انطباق و هماهنگی داشته باشد و یا از آن عناوین تهی و به‌دور باشد.

مشکلات انقلاب:

همهٔ انقلاب‌هایی که در طول تاریخ بشری درگیر حوادث نادرست و ناهنجاری‌های گوناگون داخلی و خارجی گردیده است، به دام ناموزونی‌های فراوان و برداشت‌های متفاوت فکری و عملی انقلابیان افتاده تا جایی که بسیاری از این ناموزنی‌ها موجب شکست و انحطاط انقلاب و یا تحریف و تضعیف آن گردیده است.

بیشتر بخوانید

خواب

چیستی خواب و بیداری:

به‌طور ساده می‌توان گفت: هنگامی که قوای بدنی و نیروهای مزاجی و روحی در انسان و حیوان و دیگر موجوداتی که خواب دارند، به حواس ظاهر توجه پیدا می‌کند و بر ظاهر چیره می‌شود، بیداری بدن محقق می‌شود و آنگاه که این عوامل به علل گوناگونی از حواس ظاهر رو می‌گرداند و از آن انصراف می‌یابد، نفس به باطن خود رو می‌آورد و خواب تحقق می‌یابد.

خواب؛ صفت انسانی:

این گونه صفات مادی و ناسوتی از ساحت مجردات و ملایکهٔ الهی به‌دور است. چیزی که می‌توان در مجردات ممکن دانست و آن را زمینهٔ شناخت خصوصیاتی در مجردات دانست، همان ظهور و بروز است و البته قبض و بسط را نیز می‌توان در آن مطرح ساخت.

بیشتر بخوانید

قیامت

معناشناسی قیامت:

قیامت یکی از اسمای عالم آخرت و از «قام، یقوم، قیاما» و «قیامة» به معنای برخاستن است که حکایت از ظهور کامل می‌کند. «تا»ی آن برای «دفعه» و «مره» می‌باشد که دلالت بر وقوع دفعی مشخصّی دارد.

معنای واژه قیامت در قرآن کریم:

این اسم در حدود هفتاد بار در قرآن کریم آمده که همگی توأم با یوم می‌باشد و یوم، خود مظهر وضوح و ظهور کامل و آشکاری است. گذشته از آن که اسمای دیگر عالم آخرت؛ مانند: «یوم الدّین»، «یوم الفصل»، «یوم الآخرة»، «یوم البعث»، «یوم تبلی السرائر»، «یوم الخلود»، «یوم التّلاق»، «یوم الحق»، «یوم التّغابن»، و «یوم الجمع» و دیگر اسما و عناوین و اوصاف عالم آخرت بیانگر این وضوح و آشکاری است.

بیشتر بخوانید

مرگ

چیستی مرگ:

روح، حقیقتی تعینی است که به شراشر بدن تعلق دارد. آدمی چنین نیست که ناگاه بمیرد؛ بلکه مرگ هر انسانی تدریجی است و همانند چراغی پیه‌سوز می‌ماند که سوخت آن آرام آرام تمام می‌شود. انسان از همان لحظه‌ای که به دنیا می‌آید در سرازیری مرگ است و هر لحظه به قبر نزدیک‌تر می‌شود. او به دنیا می‌آید تا بمیرد و از این سرا به سرای دیگر پا نهد.

چگونگی مرگ:

کسی که مرگ او را فرا گرفته است چه حالتی دارد و چگونه زیستی برای اوست؟ کسی که می‌میرد چنین نیست که تنفس نداشته باشد، غذا نخورد و حرکت نکند؛ گرچه ما آن را نمی‌بینیم. مرده حتی معاشقه، معانقه و حب و بغض دارد، اما درک آن آسان نیست و وسایل آزمایشگاهی امروز به درک آن نمی‌رسد.

بیشتر بخوانید

                                        غیب

  • معنای غیب
  • غیب حیث ظهوری
  • وصول به غیب
  • سه موتور حرکتی انسان
  • خیال، توهم، عقل و غیب
  • طریق حکمت و برهان
  • طریق رحمانی و عرفانی
  • طریق شیطانی
  • وصول به غیب در خواب
  • غیب حیث ظهوری و شب
  • رؤیا و وصول به غیب
  • تعبیر و تأویل غیب
  • و ... .

مشاهده همه

                       سلوک

  • تعریف سلوک
  • مجرد
  • سیر کمال نفوس انسانی
  • مراحل کمال آدمی
  • عوالم تجردی
  • وصول به عوالم تجردی
  • موضوع و غایت سلوک
  • معرفی سالک
  • سلوک، اندیشه و نظر
  • دانش سلوک معنوی
  • سلوک و معرفت
  • شعار سلوک
  • و ... .

مشاهده همه

                                          ذکر

  • معناشناسی ذکر
  • لوازم معنایی ذکر
  • ذکر و یادآوری
  • نتیجهٔ ذکر
  • چیستی ذکر
  • فراموشی، غفلت و ذکر
  • رزق ذکر
  • دانش ذکر
  • تاریخچه دانش ذکر
  • موضوع دانش ذکر
  • غایت دانش ذکر
  • ذکرپرداز
  • و ... .

مشاهده همه

لَغو

  • معناشناسی لغو
  • لغو و باطل
  • مبدأ صدور لغو
  • غایت لغو
  • تفاوت لغو با لهو و لعب
  • لغو و سلامت نفس انسان عادی
  • لغو از دیدگاه قرآن کریم
  • لغو؛ ویژه ناسوت
  • روی گردانی مؤمنان متوسط از لغو
  • تعامل بندگان عالی با اهل لغو
  • لغو از نظرگاه روایات
  • نتیجه‌گیری بحث لغو
  • و ... .

 مشاهده همه

                لَهو

  • معناشناسی لَهو
  • لهو و بازداری از وظیفه
  • تفاوت لهو با لغو و لعب
  • غایت لهو
  • حکم لهو از دیدگاه قرآن کریم
  • بررسی موارد لهو در قرآن کریم
  • لهو غفلت‌آور مؤمنان متوسط
  • تجارت غیر لهوی مؤمنان
  • لهو آرزوهای غیر عملیاتی
  • لهو بودن زندگی دنیوی
  • لهو از نظرگاه روایات
  • نتیجه بحث از حکم شرعی لهو
  • و ... .

مشاهده همه

                 لَعِب

  • معناشناسی لَعِب
  • مبدء صدور لَعب و بازی
  • تفاوت لعب با لغو و لهو
  • بررسی موارد لعب در قرآن کریم
  • بازی شکاکانه
  • بازی کودکانه
  • بازی؛ خمیره ناسوت
  • نتیجه بحث از لعب در قرآن کریم
  • لعب از نظرگاه روایات
  • ملاعبه در رابطه جنسی
  • نتیجه بحث از لعب در روایات
  • ضرورت مهندسی بازی
  • و ... .

مشاهده همه

جامعه

  • واژه‌شناسی جامعه
  • تعریف جامعه
  • چیستی جامعه
  • موضوع جامعه
  • صفات جامعه
  • اجتماع و فرد
  • دانش جامعه‌شناسی
  • موضوع جامعه‌شناسی
  • معرفی جامعه‌شناس
  • تاریخ جامعه‌شناسی
  • هویت جامعه
  • جامعهٔ ایرانی
  • و... .

 مشاهده همه

دین

 

  • ماده شناسی دین
  • معناشناسی دین
  • تعریف دین
  • موضوع و غایت دین
  • تاریخچه ی دین
  • مکاتب دینی
  • ادیان الهی
  • دین اسلام
  • دین اجتماعی
  • توصیفی بودن دین
  • تکوینی بودن دین
  • ارتداد دینی
  • و ... .

مشاهده همه

نَفْس

  • چیستی نَفْس
  • بُعد تجردی انسان
  • پیدایش نفس در دوران جنینی
  • شناخت نفس
  • رابطهٔ نفس و بدن
  • نَفْس از دیدگاه قرآن کریم
  • نَفْس؛ بُرد کوتاه آدمی
  • کمال نفس
  • پنج مرحلهٔ کلی نَفْس
  • چهار قوهٔ کلی نفس آدمی
  • کنترل نفس
  • تربیت نَفْس
  • و ... .

مشاهده همه